۱۳۸۸ اردیبهشت ۲۰, یکشنبه
۱۳۸۸ اردیبهشت ۱۹, شنبه
مثلا مقدمه ...!
از کوچکی همیشه دوست داشتم عکس بگیرم...
بزرگتر که شدم ..دیدم می توانم....حتی می توانم با عکس هایم احساسی را بیان کنم...
بعد ها ....دوست داشتم عکس هایم دیده شوند....شاید کسانی باشند که با دیدن عکس هایم لذت ببرند..!
امیدوارم ...ایراد های عکس هایم را ببخشید
من با احساسم عکس می گیرم و به اصرار دخترم "پونه" این وبلاگ را درست کرده ام ...باشد که اثری از همه ی ما باقی بماند ....حتی در حد یک عکس ..!
به وبلاگ من خوش امدید
بزرگتر که شدم ..دیدم می توانم....حتی می توانم با عکس هایم احساسی را بیان کنم...
بعد ها ....دوست داشتم عکس هایم دیده شوند....شاید کسانی باشند که با دیدن عکس هایم لذت ببرند..!
امیدوارم ...ایراد های عکس هایم را ببخشید
من با احساسم عکس می گیرم و به اصرار دخترم "پونه" این وبلاگ را درست کرده ام ...باشد که اثری از همه ی ما باقی بماند ....حتی در حد یک عکس ..!
به وبلاگ من خوش امدید
اشتراک در:
پستها (Atom)